عصر ها که پاييز مي آيد
پنجره هاي بي شيشه
ازگاه گاه قطره ها لک مي شوند
شاخه هاي مو
! زير بار خم مي شوند
و تکه هاي شوق
حيات را آب پاشي مي کنند
پنجره هاي بي شيشه
ازگاه گاه قطره ها لک مي شوند
شاخه هاي مو
! زير بار خم مي شوند
و تکه هاي شوق
حيات را آب پاشي مي کنند

4 Comments:
من دخترك نيستم كه يك پسرك كوچ ك به من درس زندگي بدهد كسي كه خودش رو نشناخت من نبودم از تو خواهش ميكنم اين نوشته رو از وب لاگ ت پاك كن لطفا. هين تصوير درستي از من نيست پسرك نبايد از اين نوشته خبري داشته باشد براي اين نوشته ممنون فاطمه
فاطمه جان نوشته رو از كتيبه برداشتم اما بهتره ياد بگيري براي خود نوشته كامنت بذاري نه براي نوشته ديگر و در ضمن اين نوشته متعلق به منه و بدون تقديم تو كتيبه ميگذارمش
فرزانه
پاييز ... جان كلامتون رنگارنگ مثل پاييز ... و يه خنكاي كسلكننده داره باز هم مثل پاييز و تهمزهاي از عشق، مثل پاييز!
دوست عزيز سلام:
لينك دادم..خوشحال ميشوم پيش من هم بياييد...
منتظرم/
Post a Comment
Links to this post:
Create a Link
<< Home