پاد هاي پاييزي
آرام و بي حاصل بر من مي وزند
و من بي توقع ماندشان به جرياني فکر مي کنم که مي گذرد
خواهند آمد متفاوت و به دفعات
نمي شناسندم و من نيز
لمس مي شوم؛ لمس
مي لرزم ؛ فاصله جسمها کم است ...اما
اينها امين من نيستند
چيزي دست نخورده درونم باقيست
چيزي که براي من است
از جنس سکوت
و وقتي اينجا در اتاقم تنها هستم بيرون مي آيد
مي خنندد ؛ مي پرد ؛ بازي مي کند و در امان است
گاهي دلش هوس عشق مي کند اما
از زخم لمس مي ترسد

1 Comments:
رهاوردهای خاص زندگی همیشه در سکوت پیشکش می شود.
دوستی و عشق،میلاد و مرگ، شادی و درد،گل و طلوع
و سکوت به مثابه فضای ژرف فرزانگی.
Post a Comment
Links to this post:
Create a Link
<< Home